X
تبلیغات
رایتل

...خاطرات خیس...

از حمیدرضای عزیزم می نویسم...به تو نزدیکمو دوری...مثه بارون پشت شیشه...

پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 15:43

بهار من کجایی...؟

بسمـہ تعالے،،، دوباره سربہ ســـرم میگذارد این بــــاران/بہ دست شعر ترم میسپارد این باران/خــــداے من،چه سرآغاز روشنے دارد.../همیشـــہ میشود آیا ببارد این باران...دیشبم بارون بارید رضا...شب تولدت... مشهد نه ها...شهر خودمون...خیس شدی رضا...تو خیس بارون و منم خیس اشکام.../آن روز بارانے/من و ابر،باهم گریستیم.../اشک و باران.../اماتو نیز گریستے/من از ابر دیده ام/اما تو.../از ابر باران.../ بهار زندگیم...عیدی من...بدون تو مگه بهاری ام هست..؟عیدی ام هست..؟دوست داشتم لامپا رو خاموش کنم وقتی اومدی خونه در و از روت باز نکنم وقتی باز کردم برم در اتاق و ببندم و یکم اذیتت کنم...بعد کیک بمالم به موهات... دوست داشتم چشات و بگیرم...شمعتو2تای فوت کنیم ...کیک بذارم دهنت... ازت عکس بگیرم...قابش کنم...دوست داشتم برا سنگ صبورم...سنگ تموم بذارم.../آسمان همچو دل من.../خیسه خیس از این جدایے.../بر لبم نام تو دارم... اے بہــــار من کجایے...؟
نظرات (3)
+ اشک - غریبه http://tashkan.blogsky.com
نوروز مبارک

امیدوارم که شاد و تندرست باشید
پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 22:29
+ آذر
روزهایم خاکستری و سرد است...
روزهایم را می شمارم تا رفتنت عادت شود...
کاش حقیقت آخرین نگاهت را می گفتی و بعد دستانم را به دست تنهایی می دادی...
.....
امید به اینکه آروم شی عزیزم
نوشته هایت را می خوانم
من هم درد زیاد دارم...
شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 21:08
+ اشک - غریبه http://tashkan.blogsky.com
نوروز نو مبارک
شاد و خرم باشید
سه‌شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 13:20
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :