X
تبلیغات
رایتل

...خاطرات خیس...

از حمیدرضای عزیزم می نویسم...به تو نزدیکمو دوری...مثه بارون پشت شیشه...

جمعه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 14:31

فاصله...

**به نام خدا**‏‎     

 نمیدونم چی شد؟!‎   

 خیلی طول نکشید‎   

 فاصله زمانی کمی بود...‎   

 خیلی کم...‎   

 که فاصلمون انقدر زیاد شد... خیلی زیاد...

نظرات (2)
از تصادف جان سالم بدر برده بود
و می گفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است
و خدا همچنان لبخند می زد . . .
جمعه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 21:37
+ اشک - غریبه http://tashkan.blogsky.com
حالا جدای ِاز تصادف
گاهی آدم وقتی توی ِبعضی موقعیت ها طوری رفتار می کنه و بعد می فهمه که اون کار و رفتار چقدر بین دو نفر فاصله می اندازه. و سال ها آدم رو اذیت می کنه
شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 15:42
پاسخ:
بله دقیقا حرف دلم بود... حالا به معنی حقیقی این جمله پی بردم که یک لحظه غفلت و رفتار اشتباه ما...یک عمر پشیمونی رو به بار داره هم برا خودمون هم دیگران... ببخشیدنشم کار راحتی نیست...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :