X
تبلیغات
رایتل

...خاطرات خیس...

از حمیدرضای عزیزم می نویسم...به تو نزدیکمو دوری...مثه بارون پشت شیشه...

سه‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 22:29

بی اندازه می تونه ببخشه ..............

بنام خدا

آرزویی بکن ... گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ... شاید کوچکترین معجزه اش ... بزرگترین آرزوی تو باشد ... 

توی اینروزا و شبا ... دلم بدجور گرفته ... نمی دونم چرا اینجوری شده ... چرا انقدر از خودم بدم اومده ... دلم می خواد بقول دوستم دنیا رو بالا بیارم ... شاید یکم سبک شم ... حس سنگینی تموم وجودم و گرفته ... اصلا حس خوبی نیست ................................................. 

نمیدونم کی بشه سبک شم خدا .... خدا دلم تنگه برات .... خیلی .... خیلی اذیتت کردم خدا ... به حرفات گوش نکردم و ... شرمندتم ....  

چقدر خوبه که اینجا فقط خودمم و خودت ... چقدر راحت میشه اعتراف کرد ... اعتراف کرد که گنه کارم و ... دارم زیر بار سنگینش ، آروم آروم جون میدم .... خدایا من شاید گاهی ازت دور بشم ولی باور کن ... خیلی دوستت دارم ................................................................................. 

خیلی دلم می خواد ببخشیم ... دلم می خواد کنار تو باشم ... خدایا ... دلم لبخند تو رو می خواد ... دلم نمی خواد بهم اخم کنی .... دلم می خواد برگردم به دو سال قبل و تو شبای قدرش خالصانه باهات حرف بزنم .... خدایا خیلی دلم پره ... پره از بدی هایی که در مقابل خوبی های بی نهایتت کردم .... ببخش اگه گاهی ازت گله کردم ... دست خودم نبود ... دلم پر بود ..... 

خدایا بذار به حساب دلتنگی و خستگیم ... بذار بحساب دلمردگیم .... بذا به حساب ....

خدایا .......... دلتنگی من تموم شدنی نیست ........ توصیف شدنی نیست ............................... 

خدایااااااااااااااااا .... تو می بخشی .... همه دیروز منو ....تو میدونی حال هر روز منو ............ 

خدایا حالا که می دونی و از همه جی خبرداری ... کمکم کن ..... کمکم کن نمیرم ......... نمیرم وسط مرداب دنیا ..... پاک برم ..... به پاکی عزیزتر از جانم ........................................................................... 

خدایا کمکم کن ..... خیلی ....مثه همیشه ... خدایا دلت برام بسوزه .... بسوزه چون جسم و روح من بی طاقته .... جسم و روح من طاقت دوری از تو رو نداره .... طاقت دلخوری تو رو نداره .... طاقت آتیش خشمتو نداره .... روح من همینجوریشم داره عذاب می کشه .... وقتی از روی تنبلی نمازم و نمی خونم .... وقتی ماهی یه بارم قران و باز نمی کنم ... روحم از تو دور میشه ... خدایا توی این دنیای ماشینی .... فقط حضور تو دلگرمم می کنه .... فقط  تو رو میشناسم و بهش امید دارم ... فقط دلم قرص نگاه تو ئه .................... 

آخه اگه از تو دور شم دیگه چجوری زندگی کنم .... اصلا وقتی مردم ... وقتی تنها شدم .... وقتی ترس تموم وجودمو گرفت .... به کی پناه ببرم ..... خدای خوبم ..................................... منو جز بنده های خوبت قرار بده ... بهم کمک کن ... جز خوبا باشم .... بهم کمک کن .... توی آغوش تو بمیرم ..... یه وقت نصیبم نشه بدبختی و تنهایی ..... یه وقت نصیبم نشه .... ناراحتیت................... 

فقط باید صدا کنیم کسی رو ...

که دستش بازه می تونه ببخشه ...

خدا خاصیت دستاش اینه .... که بی اندازه می تونه ببخشه .............. 

التماس دعا ....